السيد الطباطبائي
144
مجموعه رسائل ( فارسى )
كه مشتمل برآن اند ، صدق ، يعنى مطابقت با خارج معتبر است مانند وجود و واحد و نظير آنها . 4 . حقيقى ، يعنى آن چه عقل نظرى ناچار است كه به تحقق آن اذعان نمايد ، مانند انسان و مالكيت آن نسبت به قواى خويش و نظيرآن ، و در مقابل آن ، اعتبارى يعنى آنچه را كه عقل عملى براى نيازمندى انسان در معيشت اجتماعى مىسازد ، مانند عناوين رياست و مرئوسيت و مالكيت و زوجيت و نظاير اينها در سطح زندگى اجتماعى ، كه عقل نظرى براى اين گونه معانى هيچ گونه تحقق و اثرى نمىبيند ، ولى عقل عملى در مستواى معيشت و جامعه براى آنها فرض وجود مىنمايد و بر اين موجودات اعتبارى آثار مربوطهاى را ترتيب مىنمايد . پس از شناخت اطلاقات اعتبارى و حقيقى ، لازم است دانسته شود كه مقصود ما در اين مقام از حقيقى و اعتبارى همان معناى سومى از معانى چهارگانه است كه حقيقى آن عبارت است از آن كه صور علميه از خارج مأخوذ گرديده باشد و لازم چنين صور مأخوذ اين است كه در ظرف وجود خارجى آثار مرغوبه بر آن بار مىگردد ، و در ظرف وجود ذهنى ، آثار مرغوبه بر آن مترتب نمىشود . و اعتبارى ، آن صور علميهاى است كه از خارج اخذ نگرديده ، ولى در ذهن موجود است ، مانند مفهوم عدم كه در خارج موجود نيست ، زيرا در صورت تحقق خارجى ديگر عدم نبوده ، بلكه وجود و موجود بوده است كه خلاف فرض است . و دو قسم مذكور هر دو موجودند بالضروره . و بحث و كلامى در اصل موجوديت اين دو صورت علمى نيست ، و همانا بحث و سخن در كيفيت تحصيل و ظهور آنها در موطن ادراك و ذهن است ، ولى مفاهيم ماهويّه كه همان ماهيات حقيقيهاند ، قبلًا كيفيت ظهور و تحقق آنها با وجود بالعرض بيان گرديد . و اما مفاهيم اعتباريه ، از آن جا كه انتزاع مفهوم وقتى صحيح است كه تلبّس آن به هر يك از وجود خارجى كه منشأ ترتّب آثار است و وجود ذهنى كه فاقد آثار